تبليغاتX
در ابعاد بی شکوه این چهار دیوار
.: Arte.blogfa.com
این روز ها زیاد ترانه "وحدت" فرهاد مهراد را با خودم زمزمه می کنم. همان که  با صدای سال های جوانیش و با بغض و خروش و خشم، طوری که انگار هشدار می دهد به کسانی، دکلمه می کند که:

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم...

+ابوالفضل بیات هفتم تیر 1388 |
گفتن دروغ بزرگ آنچنان که از شدت بزرگی کسی احتمال دروغ بودن آن را ندهد شیوه خودکامگان است.

+ابوالفضل بیات یکم تیر 1388 |
دو سال پیش در چنین روزی در اثر یک تصادف سخت و احمقانه که خودش داستانی دارد، رفتم تا آنجا که برای همیشه از این دنیا بروم، ولی از قرار مثل اینکه بنا بود بمانم و این جمله ها را بنویسم و آن روز نحس را در خاطر خودم ورق بزنم.

+ابوالفضل بیات سیزدهم خرداد 1388 |
دوست دارم هر آنچه که تا کنون شنیده اید را، به قهقهه بگیرم. این راه را بی دریغ، تنها به خودم پیش کش می کنم. این گونه است که می نویسم.

دوست دارم بکارت همه ی کاغذ های سفید را با لذت و رنج کلمات بردارم. لذت و رنجی که هر دو زیر نهاده ی یک چیز مشترک در آدم ها هستند.

و... همین. 

+ابوالفضل بیات بیست و نهم فروردین 1388 |
میوه ها از رسیدن نمی ترسن.
+ابوالفضل بیات نهم فروردین 1388 |
می دونم حرفم خیلی کلی و شایدم خیلی مبهم باشه و چیزیو ثابت نکنه، ولی اصلن برام مهم نیست، به قبل و بعدشم کاری ندارم، به چون و چراشم همین طور. فقط دوست دارم بگم :

دلم برا همه ی موجوداتی که با احساسشون زندگی می کنن، می سوزه.

+ابوالفضل بیات پنجم فروردین 1388 |
در ظاهر عید شده است، باشد که در باطن هم عید بشود.

+ابوالفضل بیات سی ام اسفند 1387 |
... نه... دیگر هیچ سالی بدون تو، نو نمی شود...
+ابوالفضل بیات بیست و یکم اسفند 1387 |